بعضی ها ایراد گرفتند... خیلی ها نسبت نا روا دادن خیلی ها از دستمون گله کردند ... .بعضی ها هم براشون سواله... یکی از دوستان امروز مجددا سوال پرسیدند و بنده مجبور شدم تا طی یک پست نیمه تمام پاسخ بدم... تو هیئت که دستمونو بستند ... اما خدا رو شکر اینجا میشه حرف زد . امیدوارم تا آخر مطلب شکیبا باشید...
بعضی به بعضی دیگر می گویند . شما جنون پرستید . سگ پرورید . شور دارید اما شعور نه . نمیدانید حسین یعنی چه... . مگر امام حسین سگ میخواهد؟ . انسان می خواهد... مگر امام حسین سگ میخواهد؟؟؟ با همین جمله کلی خوشحال میشوند از سوالی که پرسیدند...
یادش بخیر بچه که بودم خیلی شوق تماشای علمداری را داشتم . وارد فضای چرند آکادمیک دانشگاه شدم که همیشه حرف از دید و تفکری باز، عمیق ، وسیع و روشن است. گفتم چرند چون که... زیرا اینجا جایش نیست و نه فرصت به چالش کشیدن دانشگاهیان . ما هم بی نصیب نبودیم از این جو ... . محرم آمد و شب عاشورا رسید و من از بچگی یادم بود آن شب را احیا میگرفتم... با بچه های محل بودم که تا طلوع صبح با پای برهنه راهی مساجد میشدند و التماس میکردند مکن ای صبح طلوع... مکن ای صبح طلوع . و جنون اینگونه شکل میگیرد... خلاصه آن شب هم ما پرسه می زدیم اما در شهری جدید. با آدابی خاص... نمیگویم کجا و چگونه... اما همش دنبال فلسفه و منطق شیوه های عزاداری بودم... . بدجوری هم بر سرم خورد که یادم نمی رود که دیگر به عذاداران امام حسین حتی ذره ای با کوتاهی نگاه نکنم. که حسابشان جداست. و از آن محرم شد که با پافشاری بر سنت هایم مقابل نوگرایی و روشن فکری خودم ایستادم و...
بحث عقل و عشق هم قصه ای طول و دراز دارد... حسین همه اش عاقلانه بود و عاشقانه... چه عابس ابن ابی شبیب که مقابل امام زره میدرد و پیرهن چاک میزند و برهنه سینه اش فدا میکند و چه امام که کودک شش ماهه اش را با گردنی دریده تقدیم مادرش زهرا...
اما موضوع همان است که بیشتر دامن گیر شده... چرا سگ حسین؟...
من می پرسم چرا نگوییم سگ حسین؟ مگر سگ چگونه است؟ فقط نجس است؟ فقط می دانیم که چار دست و پا راه می رود یا پاچه میگیرد؟
در قران آمده وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید ... ولی مسح این کلب بی وضو حرام است زیرا که در حریم قرآن است پس چگونه سگ حسین را نجس بدانیم؟ نه... . سگ منصف هم است . قانع هم است. و بسیاری صفات خوب دیگر که یک مومن واقعی به داشتن چنین صفاتی باید بکوشد .
امیرالمؤمنین (علیه السـلام) می فرمایند : خوشا به حال کسی که زندگیش مثل زندگی سگ باشد !در سگ ده خصلت پسندیده است که مومن به داشتن آن سزاوارتر است . قال علی (ع) : طوبی لمن کان عیشه کعیش الکلب ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها فی لمؤمن .
الف) لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین .
سگ در میان مردمان ، قدر و قیمتی ندارد که این حال «مساکین» است .ب ) ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفة المجردین .
سگ مال و مِلکی ندارد که این صفت «مجردین» است .ج) لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین .
خانه و لانه ای مشخص و معینی ندارد و هر جا که رود همان جا را خوابگاه خود سازد و همه زمین بساط اوست که این از نشانه های «متوکلین» است .د ) ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هو من علامات الصالحین .
اغلب اوقات گرسنه است و این عادت «صالحین» است .ه ) ان ضربه صاحبه لا یترک بابه و هو من علامات المریدین .
اگر صد ضربه تازیانه از صاحب خودش بخورد ، در خانه او را رها نمی کند و این صفت «مریدین» است .و ) لا ینام من الیل الا القلیل و ذلک من اوصاف المحبین .
شبها به جز اندکی نمی آرامد و این از صفت های «محبین» و دوستداران است .ز ) انه یطرد و یخفی ثم یدعی فیجیبو و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین .
رانده می شود و ستم می بیند ولی اگر او را بخوانند بدون دلگیری بر می گردد و این از علامت های «خاشعین» و فروتنان است .ح ) یرضی بما یدفع الیه صاحبه و هو حال القانعین .
به هر خوراک که صاحبش به او می دهد و راضی است و این حال «قانعین» است .ط ) اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین .
بیشتر لب فروبسته و خاموش است و این از علامت های «خائفین» است .ی ) اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدی .
وقتی می میرد ارثی از او باقی نمی ماند و این حال «زاهدین» است .
منبع (نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص 310
کتاب در ثمين و ماء مَعين چاپ دوم صفحه 457 ـ تاليف آيت الله سيد مجتبي حسيني مير صادقي زنجاني
و کتاب لئالي الاخبار ج 5 – ص 387- 388 )و مرحوم کمپانی اینگونه از مقام سگ آل الله به زبان شعر سخن می گوید...
تو قدر و قیمت سگ را ز من چه می پرسی؟
سگ محله ی لیلی حکایتی دارد
سگی که معبر او پیچ کوچه لیلی است
فقط به خاطر لیلی ست قیمتی دارد
حالا چرا نمیگوییم انسان منصف. انسان وفادار و انسان... . من می پرسم چرا رسول خدا امیر المومنین را شیر خدا(اسدالله) خواند؟ چرا بین این همه صفات ... . حتما صفاتی غیر از صفات ظاهری و حیوانی در شیر است که باید دقت شود...
لکن همچون رسول ترک و برخی عرفای دیگر خود و یا نزدیکانشان را در عالم رویا به تمثال سگی در کوی اهل بیت زیارت می کنند. ( خوش به احوالاتشان) و آن تمثال را به عالم فخر فروشی می کنند اما به سگ بودشان قناعت نمیکنند .
اما ما کجا و سگ اهل بیت کجا؟ درست است بزرگانی چون شیخ مفید ، شیخ بهایی ، خواجه نصیر طوسی ، مرحوم کمپانی . علامه امینی ، علامه حسن زاده . علامه جوادی آملی و عرفا و فضلای دیگر از این الفاظ استفاده می کنند . .. اما ما دیگر چرا...؟جمعی از دوستان خدمت بزرگی رسیدند و سوالی پرسیدند. که خیلی از مداحان میگویند ما سگ حسینیم . فرمود خوب بگویند . شاید باشند. سوال پرسیدند ما چطور؟ ما بگوییم؟ پاسخ دادند نه . شما که نمیدانید هنوز سگ امام شده اید یا نه.
هر کس قدر معرفت خویش حسینی دارد و سلوکی... یکی ادعای رسالت میکند . یکی ادعای اصحاب امام زمان بودن . یکی نوکر و دیگری گدا . یک عده هم خود را سگ میخوانند ... ما هم می کوشیم فنا فی الله شویم. اما تا اینجا سگ سگان...
مثلا شنیدم (با یک واسطه) که برخی قبل از سفر کربلایشان رسیدند خدمت بزرگی که نامش را بین عرفای فوق ذکر کردم. ره توشه ای خواستند برای سفرشان... آن بزرگ اینگونه فرمود: سلام این سگان رو سیاه را به آن بزرگان برسانید... (نقل به مضمون)
اگر بعضی فکر می کنند انسان مقابی بالاتر ازین اشعار دارد و سگ موجودی پست است بر خلاف عقیده ام بر این ادعاد باید بگویم چه می شود نسان خود را برای اهل بیت حقیر کند؟ که اینگونه هم نیست. نگوییم سگ از انسان و حتی حیوانات پست تر است . بگوییم سگ اصحاب آل الله شرفی ویژه بر همه ی مخلوقات ِ غیر دارند.
اما...
اما اگر می گوییم نباید در هیئات خوانده شود زیرا جلوه مناسبی ندارد و وهن است ، اولا باید بگویم چه کسی گفته است وهن است؟ هر اثر مخربی که وهن نیست. قبول دارم که شده است ابزار دست برخی ها... . همانگونه که برخی دیگر نمازهایمان را به سخره می گیرند. اگر منظورمان وهابیت کثیف است، که اصلا برای آنها نیازی به پاسخ نیست... . و همچنین اهل سقیفه که ما برای چشم انها عزاداری نمی کنیم . مثلا اگر بگویید در مقابلشان قمه نزنید جای تامل دارد ولی برای هر چه که نباید بـُرید. باید دفاع کرد.
اگر منظور جوانانی هستند که تازه وارد هیئات شده اند و با شنیدن این اشعار میگریزند علت اصلی ماییم که نه مطالعه داریم نه پاسخی برای سوالشان. همیشه هر چه از کودکی برایمان شیرین بود شیرین ماند و هر چه که تلخ بود تلخ ماند. آنقدر بدمان بیاید که انگار مداح دشمنی با اهل بیت کرده است . منتظریم ببینیم فلان مداح دم از سگ بودن زده پس با او خدا حافظی کنیم. او بصیرت ندارد... . بی شک برخی مداحان از برخی علما در مقام و معرفت پیشی دارند.
بعضی اشعار هم مصداق سگ چهار دست و پای قلاده به گردن که عوعو می کند را دارد که خواننده یا شاعر از روی جنون و شق بازی استعاره به کار می برد و حد اکثر شباهت ظاهری را قرض می گیرد . مثلا خود بنده در سفری که به کربلا داشتم ، در همان سفراز دوستانی که خودشان دیدند شنیدم عده ای با قلاده و زنجیر وارد حرم شده اند . دوستان نظر من را جویا شدند و بنده گذاشتم به حساب جنون و دیوانگی آن عده که خدا نصیب عده ای خاص می کند... نمی شود کسی را از دیوانگی باز داشت مگر اینکه خلاف شرع انجام دهد. بنده خودم می کوشم بهترین شیوه را در عزاداری انتخاب کنم. در تنهایی و خلوت و جمع خصوصی ممکن است با نام حسین مستی کنیم اما سعی ما این است مراعات حال دوستان را داشته باشیم . مثلا در کربلا با چفیه ام زنجیری بافتم و ... . اما زنجیر فلزی جواب نمی داد ...
درست است . حاج محمود کریمی هیچگاه مقابل پخش صدا و سیما خود را سگ حسین نمی خواند. بهتر است در انظار عمومی اشعاری خوانده شود که مورد پسند عامه باشد. اشعار خوب زیاد است... . برویم دنبال اشعار بهتر... اصرار نیست حتما این اشعار خوانده شود... وقتی می دانیم یک عده سوء استفاده می کنند علیه ما .
بیشتر از این باید حواسمان باشد تا با مسائلی این چنین بین خود جدایی نیاندازیم. غیر از معصوم همه خطا می کنند... باید خطاهایمان را پوشش دهیم نه این که از خطا های همدیگر استفاده سو ببریم. باید امر به معروف کنیم و نهی از منکرات . و خود قدم اول در عمل باشیم. همه باید به صراط مستقیم ارشاد شویم. سپاس خدا را که به نعمت این نظام و انقلاب چراغ کسب معارف اسلامی در کشورمان روشن است و روز به روز با وجود علما و ذاکرین اهل بیت بر محبین اهل بیت افزوده می شود. ان شاءالله ما هم بی نصیب نباشیم.
سخنی برای آقا...
سگ در کوی شما شرف بی بدیل انسانی می یابد و عاشقانه شما را به هوهو می خواند... سرش به زیر است و دنبال رد پایتان پرسه میزند . خس خس صدایش ، نم چشم هایش و آه سینه اش و بغض گلویش ، همه و همه برای شماست...
دنیا را سگ برداشته . همه به سگهایشان مینازند و سگ سگانشان می شوند ما هم گره بر این خاندان میزنیم خود را به استعاره در اشعار هم که شده سگ کویشان جا میزنیم چرا که آقا ته مانده های غذایش را برای سگانش خرج میکرد...
رستگار آمد سگی کو شد سگ اصحاب کهف
من سگ آل علی ام چون نباشم رستگار؟
حتما این مطلب ویرایش می شود...
دوست دارم از نظرات دوستان استفاده کنم ... حتما راجع به این پست نظر خودتونو بگین
.ادامه مطلب چند تک بیتی از اشعار ... اومده ... رمز برداشته شد ....