همه از رحمت توست

که من امشب 

به سرای پسر بی سر تو سر زده ام

یا که بر سینه به یاد 

جگر سوخته ی یک پسر و 

سینه ی بشکسته ی مادر زده ام

رحمتت بود

رحمتت بود که بازم به حرم پر زده ام

گرچه ناچیز ولی باز خوشم

بر سر سفره ی خاندان پیمبر زده ام


رحمتت بیش که من محتاجم

هر چه خیر است کرامت کن و بنما صدقه

یاد من باش که من محتاجم


به علی محتاجم...