همه از رحمت توست
که من امشب
به سرای پسر بی سر تو سر زده ام
یا که بر سینه به یاد
جگر سوخته ی یک پسر و
سینه ی بشکسته ی مادر زده ام
رحمتت بود
رحمتت بود که بازم به حرم پر زده ام
گرچه ناچیز ولی باز خوشم
بر سر سفره ی خاندان پیمبر زده ام
رحمتت بیش که من محتاجم
هر چه خیر است کرامت کن و بنما صدقه
یاد من باش که من محتاجم
به علی محتاجم...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۰۹ ساعت 23:2 توسط ثارالله
|
یا ثارالله..