بعضی وقت ها، عجب ناب نصیحت میکند... این پدر پیرمان،


می گوید کربلای تو، آغوش مادرت است. در رضایت او... خوشحالی او... .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ کاش از پسرش راضی باشد...

+ + گرد پایش چو غبار حرم، توتیای چشم من...

+ + + دلتنگ که میشوم، مادرم به دادم می رسد تنها با یک سلام...