سه شنبه است و دلم میرود به سمت قرار

قرار سنگر عشق است و شوق یک دیدار


قرار دوستی با شهید آن شب چار

همان که نام و نشانش زدند بر دیوار


خلاصه قسمتمان شد دوباره جان گیریم

زنیم تیشه ی بیدار بر دل بیمار


قرار آشب من فاز بیقراری شد

چرا که مادر پیری نشسته با دل زار


و صحبت از پسری بود با همه اشکش

که داشت حسرت یک قبر بین یک گلزار


یگانه بود و چنان رفت تا اثر نگذاشت

به غیر چوبه ی عکسی که مانده بر آوار


میان بغض، دلم شوق مختصر میداشت

که مادرم به کنارش چند پسر میداشت...

"ثارالله"

*التماس دعا*



هدیه به سید حمید عزیز که یادآور شب های خوش برنامه دیداره.


پ.ن: دیدار : دیدار هفتگی دانشجویان دانشگاه شیراز با خانواده ی معظم شهداء

این برنامه به غیر از تابستان و ایام امتحانات، 13 ساله که توسط مجمع یادواره شهداء دانشجویان دانشگاه شیراز، برگزار میشه و معمولا بیشتر از صد نفر تو این برنامه شرکت میکنن.


نظر، سوال، پیشنهاد، انتقاد ...؟؟؟